خرید بک لینک

درباره سایت

0372 !

امکانات وب

مقاومت شدیدی در به پایان رسوندن 18 سالگی دارم بزرگ شدن کنکور دارد ؛مسئولیت دارد ؛ترسِ عوض شدنِ ارزشهایِ اساسی انسان در زندگی اش را دارد ؛خطر گمشدن و کمرنگ شدن دوستان را دارد !بزرگ شدن دردسر دارد ، بطور کلیانگار که تا 18 سالگی ورژن رایگان زندگیِ بعدش باید پول داد دوستان پیگیری که بعداً قراره بگید 18 سالت تموم نمیشه و فلان ؛ بنده بیشتر در جریانم ... باور بفرمایید+  یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۶  21:59  |  میم.نون  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد فلاح تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 19:11

بیزارم از آن خدایی
که به طاعت من
از من خشنود و به معصیت من
از من خشم گیرد!
پس او خود، در بند من است،
تا من چه کنم !

عطارنیشابوری
تذکره الاولیا

- آرشیو پاک شده ی سال 93 رو میتونید در قسمت Before پایین پیدا کنید


برچسب: نویسنده: حامد فلاح تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 19:11

سال به سال دریغ از پارسال دقیقاً حکایت منه =|

نمیفهمم به چیه این مسخره بازیا میگن سوییت اِیتین !

شاید واقعاً سوییته ما خبر نداریم 

+  چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۶  13:49  |  میم.نون 

برچسب: نویسنده: حامد فلاح تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 19:11

هدف اینه سال دیگه اینموقع ،

سر جای الانم نباشم 

 

برچسب: نویسنده: حامد فلاح تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 20:20

مردن خودِش ترس نداره ، شیوَشه که ترسناکه مثلا من دیشب فهمیدم حاضرم همه چیمو بدم که یه مرگ بی دردسر داشته باشم و سنم برای استرسای این مدلی رفته بالا + انقدر که زلزله اومد این 3 ماه بارون نیومد =| + یبارَم که پیش بیاد تو زندگیمون همه چی اوکی باشه هوا نمیزاره یه نفس راحت بکشیم =| البته شمارو میگم واسه ما که پیش نمیاد ..! + یه دوستی هم دیشب داشت میگفت : " عجب جایی تو کره زمین گیر کردیم زمین زیر پا سست ،هوا کثافت ،مملکت عوضی "ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد فلاح تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 20:20

همش میگه : نفسم گرفت ازين شب در اين حصار بشكندر اين حصار جادويي روزگار بشكنچو شقايق از دل سنگ برآر رايت خونبه جنون صلابت صخره ي كوهسار بشكنتو كه ترجمان صبحي به ترنم و ترانهلب زخم ديده بگشا صف انتظار بشكن سر آن ندارد امشب كه برآيد آفتابي؟تو خود آفتاب خود باش و طلسم كار بشكنبسراي تا كه هستي كه سرودن است بودنبه ترنمي دژ وحشت اين ديار بشكنشب غارت تتاران همه سو فكنده سايهتو به آذرخشي اين سايه ي ديوسار بشكنز برون كسي نيايد چو به ياري تو اينجاتو ز خويشتن برون آ سپه تتار بشكن . . . نـــــــمیــــــــتـــــــــونـــــــــــم وی از الان یکی از اون داغونهاست =| #××ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد فلاح تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:57

بـعـد از یه نصفه روزه سوپــــر خسته کننده ، خسته و کوفته بیای خونه _ درحالی که داری به ناهار فکر میکنی _ و ببینی کلیداتو جا گذاشتی ! پس از پونصد بار زنگ دَرو زدن ؛ بری واسه اون گوشیه عهد دقیانوس شارژ بگیری و از بابات بپرسی که کجااَن ؟ و بگه همگی اومدن خرید درحالی که میگه حدوداً تا یه ساعت باید پشت در بمونی تا بیاد ، سرتو میکوبی به دیوار و میگی باشه و با خودت فکر میکنی خدایا من چقدر بدبختم =| همینجوری راهتو کج میکنی میری سمت اون فضای سبزه کوچیکه پایین خونه . حدوداً یه ربع بیکار نشستی و از سر مجبـــوریت و این حرفا ، هندزفیریُ گذاشتی تو گوشت و داری درصد آزمونتو میگیری و همش به خودت فحش میدی که "اینو دیگه چرا غلط زدی لامصصب" و پاتو بصورت عصبی تکون میدی. یه پیرمرد خیلی گوگولی به مدت 30 ثانیه وایمیسته رو به روت و تا سرتو بالا میاری میره سری دوم که از جلوت رد میشه ؛ دیگه سرتو بالا نمیاری ولی متوجه میشی که قصد رفتن نداره ! هندزفیریاتو برمیداری و با لبخند نگاه میکنی که یعنی "بفرمایید؟" ، میگه خانوم جوان دارید درس میخونید یا میتونم چند دقیقه ای وقتتون رو بگیرم ؟ چون بشدت یاد آقاجون افتادی و اون مستــر خیلی با نمکه از وسط صندلی میری کنار و میگی : "خواهش میکنم ، بفرمایید " برات توضیح میده که یه دبیر بازنشسته ی ریاضیه که به روانشناسی خییلی علاقه داره و میپسرسه اگه اجازه میدی یه تست رنگی :ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد فلاح تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:57

دیگه ایندفعه واقعاً دوز #خوب_نبودن ـم از دستم در رفته ! چون همه دارن متوجهش میشن =)) قبلاً یچیزی بود بین خودم و خودم الان یچیزیه بین خودمو و همه ! :| و حتی اگه بخوام فراموش هم کنم که چقدررر درونم آشفتس ، کائنات به هر ضرب و زوری که شده نمیزاره که یادم بره ... + فال قهوه گرفتیم ، مال همه یه مسیر آرومُ انتخابُ دوراهیُ خلاصه چیزای لایت ؛ حالا واسه من ، یه مازِ پیــــــچ در پیــچ اندر پیـ ـ ـ ـچ و یه آدم گمشده اون وسط معنیش میشه مساعد نبودن حال روحی ، فشار و سردرگمی + یکی از بچه ها تو مدرسه پاسور اورد و فال و مسخره بازیو این داستانا ؛ مال من از همه وحشتناک تر بود گفت میخوای فقط به خودت بگم ؟ =|))) حالا ما خنده و شوخی میگذرونیم ولی ادم خودشو که نمیتونه گول بزنه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد فلاح تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:57

تازه دارم میفهمم 

که اگه چیزیت بشه 

قطعاً میمیرم ... !

" ای ماه تر از ماه تر از ماه "

برچسب: نویسنده: حامد فلاح تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:57

ما هیچ 

ما نگاه

برچسب: نویسنده: حامد فلاح تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:57

محبت ، تا جایی که من میدونم

یچیزه مثبته ! مثبت هم باید بمونه

نمیشه قصدتون منفی باشه و محبتی که میکنید مثبت باقی بمونه

مثبت در منفی منفی :|

آدمیزاد چرا انقدر پیچیده و مزخرف و معتمد به نفسه ؟!

کاش من یه پاندا بودم

برچسب: نویسنده: حامد فلاح تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:57

من با بند بند وجودم اعتراف میکنم که

"آدم جوگیری ام"

این فاکینگ زود اطمینان کردن به ادمها ،

و حساب باز کردن روشون برخلاف تواناییاشون

همیشه بدترین اعصاب خوردی ها و مود هارو برام به همراه داشته ولی

بااازممم ادم نمیشم =|

هیچوقت ادم نمیشم

برچسب: نویسنده: حامد فلاح تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:57

رمزی که از اون موقعی که تلگرام ریختم روش بوده _ یادم نمیاد و حدود 20 دقیقه ی تمام فقط به صفحه ی مانیتور نگاه میکنم :| رمز کارت بانکیمُ درست موقع حساب کردن یادم میره و مجبور میشم وانمود کنم اون یاسمن محبیِ روی کارت من نیستم و خیلی طبیعیه که فراموش کنم !! موقع سوار شدن BRT دوتا ایستگاه رو که رد میکنم تازه میفهمم که کجام صبح از خونه میام بیرون فکر میکنم همه چیو برداشتم ، موقع تاکسی سوار شدن میبینم کیف پولم نیست؛ موقع باز کردن درخونه میبینم دسته کلیدم نیست =))) ! این آدمی که این روزا اَم ، من نیستم ... اینی که الان بجای منه یه آدم گیج و روانیُ خستست " به دنبال خودم چون گردبادی خسته میگردم " ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد فلاح تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:57

وی هروقت داغون بود شیر داغ میخورد ؛ این عادت زمانی اذیت میکرد که هوا گرم بود ! ولی حالا ، توی (تقریباً) زمستان ناراحت بودن خیلی میچسبد  [شیر داغ با عسلش را مزه مزه میکند]ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد فلاح تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:57

خـوبیهـ مدرسهـ رفتـن تـو تـآبستـون ـاینهـ کهـ

1 مهـر اونقـدری کهـ وـآسهـ بقیهـ شیتـی بنظـر میـآد

وـآسهـ مـآ نیـست

p.s : کـآزِت ، وـآتـس رـآنگـ ویـد عـآس ؟!

+ جمعه هفدهم شهریور ۱۳۹۶ 2:23 by میم.نون

برچسب: نویسنده: حامد فلاح تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 18:56

صفحه بندی