خرید بک لینک

درباره سایت

0372 !

امکانات وب

همش میگه :

نفسم گرفت ازين شب در اين حصار بشكن
در اين حصار جادويي روزگار بشكن
چو شقايق از دل سنگ برآر رايت خون
به جنون صلابت صخره ي كوهسار بشكن
تو كه ترجمان صبحي به ترنم و ترانه
لب زخم ديده بگشا صف انتظار بشكن
سر آن ندارد امشب كه برآيد آفتابي؟
تو خود آفتاب خود باش و طلسم كار بشكن
بسراي تا كه هستي كه سرودن است بودن
به ترنمي دژ وحشت اين ديار بشكن
شب غارت تتاران همه سو فكنده سايه
تو به آذرخشي اين سايه ي ديوسار بشكن
ز برون كسي نيايد چو به ياري تو اينجا
تو ز خويشتن برون آ سپه تتار بشكن

.

.

.

نـــــــمیــــــــتـــــــــونـــــــــــم at wits' end

  • وی از الان یکی از اون داغونهاست =|

#××

برچسب: نویسنده: حامد فلاح تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:57

صفحه بندی